الملا فتح الله الكاشاني

185

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن و يا بجهة تغاير جماعت موصوف به آن و تخصيص استغفار به اسحار جهة آنست كه دعا در آن اقربست به اجابت زيرا كه عبادات در آن وقت اشق است و نفس در آن اصفى است و ورع در آن اجمع خصوصا متهجدان را و لهذا گويند كه مراد آنست كه متقيان آنانند كه نماز گذارند تا وقت سحر و بعد از آن استغفار كنند و دعا كنند تا بصبح و در خبر آمده كه خداى تعالى سه آواز دوست دارد آواز خروس و آواز قارى قرآن و آواز استغفار كننده در وقت سحر داود پيغمبر ( ع ) از جبرئيل ( ع ) پرسيد كه كدام وقت فاضلتر است گفت ندانم الا آنست كه وقت سحر عرش خدا بجنبد يكى از اكابر امت پسر خود را گفت اى پسر نبايد كه خروسى از تو زيركتر باشد بوقت سحر برخيزد و استغفار كند و تو خفته باشى و در تفسير اهل البيت مذكورست كه آيه در شأن عالى شأن على بن ابى طالب نازل شده اما الصابرين فنظيره فى قوله وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ و اما الصادقين فنظيره فى قوله وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِه و اما القانتين فنظيره أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً و اما المنفقين فنظيره الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً و اما المستغفرين فنظيره كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَبِالأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ و از امام ثامن على بن موسى الرضا ( ع ) روايتست كه مراد بمستغفرين مصلحيناند در وقت اسحار و از ابى عبد اللَّه ( ع ) منقولست كه ان من استغفر اللَّه سبعين مرة فى وقت السحر فهو من اهل هذه الاية بدرستى كه هر كه هفتاد بار استغفار كند در وقت سحر در اين آيه داخلست و انس بن مالك روايت كرده از حضرت رسالت ( ص ) كه ان اللَّه عز و جل يقول انى لاهم باهل الارض عذابا فاذا نظرت الى و عمار بيوتى و الى المتهجدين و الى المتحابين فى والى المستغفرين بالاسحار صرف عنهم يعنى بدرستى كه حقتعالى ميفرمايد كه من قصد ميكنم كه عذاب را به اهل زمين نازل گردانم به جهت شآمت اهل عصيان اما چون نظر ميكنم بعمارت كنندگان و آباد سازندگان خانهاى من كه مساجد است و به جماعت متهجدان و شب خيزان و بدوستى نمايندگان بيك ديگر در راه من و استغفار كنندگان در وقت سحر آن عذاب را از ايشان باز ميدارم محققان گويند كه اهل تقوى صابرانند در كشيدن بار رياضت و صادقانند در انتهاج منهاج ارادت و قانتانند در سلوك الى اللَّه و سير فى اللَّه بى قصور فترت و منفق صفات و ذواتند از روى محبت مستغفرند از ذنوب قلوب كه توجه است به غير حق و از اين صفات كه مذكور شد صبر مبدء سلوك است و صدق ابتداء تخلق به اخلاق مالك الملك و قنوت اشتغال نفس بو الفضول و انفاق سبب تكميل او در رتبهء قبول و مراد از استغفار فناء در توحيد است و تا ستارهء هستى سالك در مغرب فنا متوارى نشود خورشيد بقاى ابدى از مطلع فيض ازلى طالع نگردد و ذكر سحر در كلمات * ( وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحارِ ) * كه نزديك